به بهانه سالروز تولد بهرام بیضایی، این اندیشمند برجسته و هنرمند پیشرو ایرانی، نگاهی به موضوع عشق در آثار او انداختهایم. بیضایی، نهتنها با نگاه فلسفی و هنری خود، مفاهیم عمیقی را به تصویر کشیده، بلکه عشق را در قالبی فراتر از احساسات سطحی یا رمانتیک ارائه داده است. در آثار او، عشق اغلب بهعنوان نیرویی انسانی و اجتماعی به تصویر کشیده میشود که در برابر سنتها، قدرتهای اجتماعی و حتی تاریخ ایستادگی میکند. اخبار فیلم را در رویداد بخوانید.
عشق در آثار بیضایی: نیرویی انسانی و اجتماعی
عشق در سینمای بیضایی نه یک تجربه ساده، بلکه یک نیروی مقاومت و بازسازی است. این عشق، هرچند با رنج و قربانی شدن همراه است، اما نیرویی است که به شخصیتهایش شجاعت میبخشد. زنان در آثار بیضایی نقش ویژهای دارند؛ آنان حاملان عشق، مقاومت و حقیقتاند. عشق در فیلمهای او، همچون «وقتی همه خوابیم» یا «سگکشی»، گاهی به بازتابی از بیعدالتی اجتماعی و گاهی به ابزاری برای بازتعریف هویت و حقیقت تبدیل میشود.
جلوههای عشق در آثار برجسته بیضایی
- وقتی همه خوابیم: داستان چکامه چمانی که عشق به هنر او در دنیای مردسالار و فاسد سینما قربانی میشود، به نمایش نیروی مقاومت عشق در برابر بیعدالتی میپردازد.
- سگکشی: عشق گلرخ کمالی به ناصر در بستر خیانت و ساختارهای مردسالارانه روایت میشود. این عشق، گرچه به فداکاری منجر میشود، اما چالشهای آن حقیقتی تلخ را آشکار میکند.
- شاید وقتی دیگر: عشق کیان و مدبر در تقابل با تردیدها و رازهای گذشته، مفهومی از عشق بهعنوان یک سفر درونی را ارائه میدهد.
- باشو غریبه کوچک: عشقی انسانی و مادرانه که نایی به باشو ارائه میدهد، نمادی از همزیستی، پذیرش و اتحاد فرهنگی است.
نتیجهگیری
بیضایی در آثار خود عشق را بهعنوان نیرویی انسانی و اجتماعی میبیند که میتواند در برابر ظلم، تعصب و نابسامانیهای اجتماعی ایستادگی کند.

