همهچیز از یک صندوق پست شروع شد. ایرج طهماسب پاییز سال 1372 برنامهای به این نام تولید کرد. شخصیتهای عروسکی مختلفی از کلاهقرمزی و پسرخاله ژولیپولی و گلابی و … در این برنامه حضور داشتند و کمکم موقعیتی فراهم شد تا «کلاه قرمزی» هم به عنوان شخصیت عروسکی متفاوت قدم به این برنامه بگذارد. جذابیت کلاهقرمزی به قدری زیاد بود که رفتهرفته بقیه شخصیتها حذف شدند و آقای مجری و کلاهقرمزی تا مدتها کنار هم بچهها را سرگرم کردند. با آمدن پسرخاله جذابیت برنامه هم بالاتر رفت. همراهی این دو شخصیت عروسکی با آقای مجری به قدری با استقبال روبهرو شد که ایرج طهماسب و حمید جبلی به فکر ساخت فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و پسرخاله» افتادند. این فیلم سال 1373 ساخته شده و اواخر آبان ماه روی پرده سینماها رفت.
زمانی که کلاهقرمزی به اندازه کافی شناخته شد، تصمیم گرفتند عروسک دیگری به این جمع اضافه کنند. فکر اولیه این بوده که این شخصیت به واسطه کلاهقرمزی به این جمع اضافه شود و به همین دلیل هم او را پسرخاله کلاهقرمزی نامیدهاند. پسرخاله برخلاف کلاهقرمزی لحنی آرام و کشدار داشت و حمید جبلی فرمی کاملا متفاوت برای بیان او انتخاب کرده بود. پسرخاله به خاطر ویژگیهای منحصربفردش خیلی زود مورد توجه قرار گرفت. او مدام به همه کمک میکرد و دلش میخواست نان و نفت بخرد. تکهکلام همیشگیاش هم این بود: «نون بگیرم؟»، «نفت بیارم؟» طهماسب و جبلی در «کلاه قرمزی و پسرخاله» به پیشینه این شخصیت هم پرداختند. پسری که در تهران و دور از کلاهقرمزی زندگی میکرد و شاگرد یک نانوایی بود. از همان اول دلش برای غریب بودن کلاه قرمزی میسوخت و کمکش میکرد تا به خواستهاش برسد.

دنبالهها
سال 1381 دومین فیلم کلاهقرمزی با نام «کلاهقرمزی و سروناز» روی پرده رفت. این فیلم هم در زمان اکران با استقبال زیادی روبهرو شد و با میانگین بهای بلیت ۵۵۰تومان موفق شد نزدیک به ۵۵۰ میلیون تومان بفروشد و به پرفروشترین فیلم سال ۸۱ تبدیل شود.«کلاهقرمزی و بچه ننه» سومین فیلم سینمایی براساس شخصیت کلاهقرمزی بود که در مرداد ۱۳۹۱ اکران شد. در دو روز نخست درحالیکه فقط ۱۲سینما برای اکران داشت، توانست به فروش ۱۰۲میلیون تومان دست یابد. کیفیت قسمت سوم آن اما به مراتب پایینتر از دو دیگر فیلم بود و خیلی از علاقهمندان به این شخصیتهای عروسکی را راضی نکرد. این آخرین فیلم سینمایی با حضور کلاهقرمزی و پسرخاله بود.

